خرید بک لینک

کم کم تا ابد درحال فراموشی ...

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: سه شنبه 2 آبان 1402 ساعت: 0:08

آخه لعنتی اون چی داشت که من نداشتم

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: پنجشنبه 6 بهمن 1401 ساعت: 22:01

یک دقیقه سکوت.

بخاطر تمام روزهایی که

درحد یک فکرند.

.........................

زندگیتو میبینم که الان بدجور ر ی دی .... لعنت

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 2:12 توسط زالو |

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: پنجشنبه 28 اسفند 1399 ساعت: 7:16

من دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشمــــنه کسی از کنارم بره حوصله دارم نازشو بخرمــــ که برگرده...من ادم بی احساسی نیستمــــ !من بی معرفت و نامرد نیستمــ ...فقط خسته امـــــ ...از همه چیـــــ !چون یهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:25

دردناک ترین خاطره تو ذهنم از یاد نرفتن روز تولدت

29 مرداد. چند روز قبل از روز تولدت برای اولین بار باباتو دیدم. چقدر ساده و ارام بود. تو چشماش خیلی چیزها رو دیم ...

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 15:25

حدیث ، نمیدونم فراموشم کردی یا شاید دلتنگ منی، شاید این موقع خوابی یا مثه من بیداری با خاطراتی که میگه گذشته ها نگذشته...الان چند سال میگذره. نمیدونم چی باید بگم الان من موندم و هزار درد بی جواب که لالم کرده، چرا رفتی ؟چه جوری خودتو راضی میکنی؟ چه جوری میخای ادامه بدی؟ حالا بی تو اینقدر کامل میشم که سنگین ترین تاوان زندگیت نبودن من کنارت باشه....

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: سه شنبه 17 ارديبهشت 1398 ساعت: 16:09

دوازدهم آبان 97 روزیه که نفرینم به تو چند برابر شد. با خاطراتت دور شدی اما هنوز نزدیک من هستاون طعم شیرین با همه تلخی داشتی تو آروم از کنارم میرفتیچه قشنگ یادم اومدی بازم یادمه دور میشدی قلبم میلرزیدبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: يکشنبه 11 آذر 1397 ساعت: 6:06

امروز 29 مرداد 97.

روزی نفرین شده

روزی فراموش نشدنی

روزی که هرساله داغ یک عاشق تازه میشود

روز نفرین و لعنت خدا و من بر تو.

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: پنجشنبه 10 آبان 1397 ساعت: 22:42

فرقی نمیکند ..

"بیایی" یا "نیایی"

من دیگر هیچ وقت حالم " خوب "نمیشود .

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: دوشنبه 10 ارديبهشت 1397 ساعت: 12:47

هیچ خبری ازت ندارم

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 1:30

برچسب: تنهایی,چندتایی, نویسنده: غزل کریمی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:22

روز نفرین شدنم. روز نفرین ولعنت تو که چرا...

روز نابودی من

برچسب: شهریور, نویسنده: غزل کریمی تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 23:22

بازهم یک سال گذشت...

همه گفتند...

که تو............................

خنده کننان می رفتی

خسته ام از تو و این ....ماضی استمراری

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:51 توسط زالو |

برچسب: برگشتم, نویسنده: غزل کریمی تاريخ: جمعه 3 شهريور 1396 ساعت: 2:21

ولنتاین هم گذشت و خبری از تو نشد. حتی خداحافظی هم نکردی و من رو چشم انتظار گذاشتی.

شب قدر. تویی که ادعای دست نیافتنی داشتی. در عرض 2 ساعت رام شدی. هه

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:52 توسط زالو |

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:00

دنـــیـــاے تـــو رنـگارنـگ اســـت ودنــیــاے مـــن ســـیــاهولـــے یـــڪ رنـــگیــــــــہ مــــــــــــن بــہ هــــمــــہ ے دنیـــــاے تــــو مـــےارزد !!! + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:5 توسط زالو | ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: غزل کریمی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 4:00

صفحه بندی