کم کم تا ابد درحال فراموشی ...
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
یک دقیقه سکوت.
بخاطر تمام روزهایی که
درحد یک فکرند.
.........................
زندگیتو میبینم که الان بدجور ر ی دی .... لعنت
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
دردناک ترین خاطره تو ذهنم از یاد نرفتن روز تولدت
29 مرداد. چند روز قبل از روز تولدت برای اولین بار باباتو دیدم. چقدر ساده و ارام بود. تو چشماش خیلی چیزها رو دیم ...
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
روزی نفرین شده
روزی فراموش نشدنی
روزی که هرساله داغ یک عاشق تازه میشود
روز نفرین و لعنت خدا و من بر تو.
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
فرقی نمیکند ..
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
روز نفرین شدنم. روز نفرین ولعنت تو که چرا...
روز نابودی من
برچسب: شهریور,
نویسنده: غزل کریمی
همه گفتند...
که تو............................
خنده کننان می رفتی
خسته ام از تو و این ....ماضی استمراری
برچسب: برگشتم,
نویسنده: غزل کریمی
شب قدر. تویی که ادعای دست نیافتنی داشتی. در عرض 2 ساعت رام شدی. هه
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی
برچسب:
نویسنده: غزل کریمی