گذر زمان - تاریخ: 1402/8/2 ساعت: 0:08
کم کم تا ابد درحال فراموشی ...
- تاریخ: 1401/11/6 ساعت: 22:01
آخه لعنتی اون چی داشت که من نداشتم
تموم شد؟؟؟ - تاریخ: 1399/12/28 ساعت: 7:16
یک دقیقه سکوت. بخاطر تمام روزهایی که درحد یک فکرند. ......................... زندگیتو میبینم که الان بدجور ر ی دی .... لعنت + نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۹ ساعت 2:12 توسط زالو |
باز هم سالی دگر و لعنتی دیگر به تو. - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:25
من دیگه نه از اومدن کسی ذوق زده میشمــــنه کسی از کنارم بره حوصله دارم نازشو بخرمــــ که برگرده...من ادم بی احساسی نیستمــــ !من بی معرفت و نامرد نیستمــ ...فقط خسته امـــــ ...از همه چیـــــ !چون یه
یادم نمیره هیچوقت - تاریخ: 1398/10/1 ساعت: 15:25
دردناک ترین خاطره تو ذهنم از یاد نرفتن روز تولدت29 مرداد. چند روز قبل از روز تولدت برای اولین بار باباتو دیدم. چقدر ساده و ارام بود. تو چشماش خیلی چیزها رو دیم ...
باز هم لعنت برتو - تاریخ: 1398/2/17 ساعت: 16:09
حدیث ، نمیدونم فراموشم کردی یا شاید دلتنگ منی، شاید این موقع خوابی یا مثه من بیداری با خاطراتی که میگه گذشته ها نگذشته...الان چند سال میگذره. نمیدونم چی باید بگم الان من موندم و هزار درد بی جواب که لالم کرده، چرا رفتی ؟چه جوری خودتو راضی میکنی؟ چه جوری میخای ادامه بدی؟ حالا بی تو اینقدر کامل میشم که...
تولد یک نفرت - تاریخ: 1397/9/11 ساعت: 6:06
دوازدهم آبان 97 روزیه که نفرینم به تو چند برابر شد. با خاطراتت دور شدی اما هنوز نزدیک من هستاون طعم شیرین با همه تلخی داشتی تو آروم از کنارم میرفتیچه قشنگ یادم اومدی بازم یادمه دور میشدی قلبم میلرزیدب
روز میلاد تو - تاریخ: 1397/8/10 ساعت: 22:42
امروز 29 مرداد 97. روزی نفرین شده روزی فراموش نشدنی روزی که هرساله داغ یک عاشق تازه میشود روز نفرین و لعنت خدا و من بر تو.
اره - تاریخ: 1397/2/10 ساعت: 12:47
فرقی نمیکند .. "بیایی" یا "نیایی" من دیگر هیچ وقت حالم " خوب "نمیشود .
خیلی بی رحمی - تاریخ: 1396/9/29 ساعت: 1:30
هیچ خبری ازت ندارم
منو تنهایی تو با چندتایی - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:22
10 شهریور - تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:22
روز نفرین شدنم. روز نفرین ولعنت تو که چرا... روز نابودی من
باز هم برگشتم...... - تاریخ: 1396/6/3 ساعت: 2:21
بازهم یک سال گذشت... همه گفتند... که تو............................ خنده کننان می رفتی خسته ام از تو و این ....ماضی استمراری + نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۳۹۶ساعت 0:51 توسط زالو |
ولنتاین - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
ولنتاین هم گذشت و خبری از تو نشد. حتی خداحافظی هم نکردی و من رو چشم انتظار گذاشتی. شب قدر. تویی که ادعای دست نیافتنی داشتی. در عرض 2 ساعت رام شدی. هه + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۴ساعت 19:52 توسط زالو |
رنگ ... - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
دنـــیـــاے تـــو رنـگارنـگ اســـت ودنــیــاے مـــن ســـیــاهولـــے یـــڪ رنـــگیــــــــہ مــــــــــــن بــہ هــــمــــہ ے دنیـــــاے تــــو مـــےارزد !!! + نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۴ساعت 20:5 توسط زالو |
انتظار - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
گفت منتظر بمان، رفت من منتظر ماندم، او هم نیامد... چیزی شبیهِ مرگ شد بیآنکه کسی بمیرد... + نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم فروردین ۱۳۹۵ساعت 1:33 توسط زالو |
تودلت یادمه - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
هرجور که عاشقت شدم یادم نیستمن چیز دقیقی از خودم یادم نیستتاریخ تولد تو را از حفظمبا اینکه خودم تولدم یادم نیست. امروز تولدته مبارکت باشه.
bye bye - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
پس غر زدی سرم دسپرد زدی منم دلمو دادم دو دستی دستت شکستی بسه رفتم ببین بای بای برنگردی یه روز بگی وای وای برنگردی بگی دلم تنگ شد اه ... تو بگو اخرش من برم کجا تو بغل کی تو میدی لم بی من من روزاتو میبینم بی رحم برگشتی پشیمونی ... من تو رو اینبار از یاد بردم + نوشته شده در سه شنبه سی ام آذر ۱۳۹۵سا
لعنت به تو - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
ﻫﯽ ﻟﻌﻨﺘﯽ ... ﺍﻭﻥ ﻃﻮﺭﯾﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ ... ﺷﺎﯾﺪ ﻋﺎﺷﻘﺖ ﺑﻮﺩﻡ،ﺭﻭﺯﯼ !..... ﻭﻟﯽ ﺑﺒﯿﻦ ﺑﯽ ﺗﻮ ﻫﻢ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ، ﻫﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﻨﻢ ... ﻓﻘﻂ ﮔﺎﻫﯽ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﯿﺎﻥ،ﯾﺎﺩﺕ ... ﺯﻫﺮ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﺑﻪ ﮐﺎﻣﻢ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺍ ... ﻫﻤﯿــــــــﻦ ... + نوشته شده در یکشنبه هشتم اسفند ۱۳۹۵ساعت 0:59 توسط زالو |
بزرگترین حسرت و افسوس و کاش - تاریخ: 1396/3/24 ساعت: 4:00
اینکه اونی رو دوسش داری و عاشقشی برای پر شدن وقتش براش کار پیدا کنی وبفرستیش سرکار. بعد... سرکارش که فرستادیش عاشق یک نفر دیگه شه + نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم اسفند ۱۳۹۵ساعت 10:52 توسط زالو |